محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

محمد پارسا مثل آرامش دریا واسه مامان و بابا

خاطره

1392/1/28 11:38
111 بازدید
اشتراک گذاری

  سلام عزیز دل مامان

امروز اومدم تا از شیرین کاریات بنویسم از شعرهایی که می خونی نمیدونی چقدر خوشحال میشم وقتی لحظه لحظه رشدتو میبینم و با تمام وجودم حس میکنم و از خدا میخوام که همیشه کمک کنه تا همیشه و تو همه مراحل زندگیت تو مسیر درست قدم بزاری و انقدر رشد کنی تا به کمال برسی و به قول قدیمی ها عاقبت به خیر شی خب حالا بزار بگم چیکار میکنی

مامان یه جمله از شعر رو میگه تو هم جمله ی بعدی رو دست و پا شکسته میخونی

شعر آهو (که مریم جون یادش داده):مامان: آهویی دارم  پسرم:خوشتله  مامان:فرار کرده پسرم:دستم

م:دوریش برایم پ:مشکله م:کاشکی اونو پ:میبستم م:ای خدا پ:چیکا میکنه م:اهومو پ:پیدا میکنه

شعر یه توپ دارم قلقلیه:م:یه توپ دارم پ:قیلقیلیه م:سرخ و سفیدو پ:آبیه م:میزنم زمین پ:هوا میخوره مکنمیدونی تا پ:کجا میخوره م:من این توپو نداشتم مشقامو خوب پ:نبشتم م:بابا به من پ:عیدی داد م:یه توپ پ:قیلقیلی میده

شعر تاب تاب عباسی:اکثرشو خودت میخونی:تا تا عباسی خدا منو نمازی اگه بندازه بغل بابا بندازی

شعر جوجه طلایی نوک میزنی بلایی و همین طور شعر اتل متل

در ضمن نمیدونم چرا جملات و کلمه ها رو سوم شخص میکنی خیلی با نمکه

مامانش،پارسا میخوره،میشینه،میخوابه

کلمه ها رو هم برعکس میگی:

سرد و گرم.خاموش و روشن.بالا و پایین

میگم فامیلت چیه میگی میسمو(موسوی)

تو ماشین که میشینی اگه پنجره پایین باشه فوری میگی سرده باد میاد

اسم دوستای مهدتو میگی:پوآ،ستایش،بیار(بهار)

دیشب داشتم به گلا اب میداده گفتم ببین به گل اب میدم تا مثل پسرم بزرگ شه میگی نه مث ممی یعنی میخوای مثل مریم جون بزرگ شه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)